کمتر می آییم. امتحان داریم. ریاضی پیام نور پدرمان را درآورده...
اما حیفم آمد این شعر را نزنم
-----------------------------------------------------------------------------------
شعري درباره سخنان تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه

يكي از خطيبان قمي و شاعر آئيني اين شهر، به مناسبت حال و هواي اين روزهاي كشور و سخنان تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اخير تهران، شعري سروده است.
شعر حجتالاسلام جواد محمدزماني به شرح زير است:
ديشب اين طبع، بيقرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكستهتان
واژههايم عيادتي بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
ميشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشيات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني
***
واژهها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سينهات داري
لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين
تا ابد زير بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لبها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
دیروز عصر (ساعت 5 )توی خونه بودیم که از بیرون یه سروصدای مبهم به گوش رسید. رفتم دم در ، تعدادی جوون با چوب و چماق داشتم به سمت خیابون دانشگاه حرکت میکردن.
ساعت 8 که برا نماز داشتم میرفتم سمت مسجد امام حسین دیدم ته خیابون خودمون یعنی خیابون بنیاد شهید (داماهی ) یه چیزایی داره میسوزه ولی رفت و آمد ماشین ها ادامه داره. کل خیابون از چهار راه دانشگاه(چهار راه وسط خیابون دانشگاه منظورم هست( به سمت دانشگاه آزاد بسته شده و تعداد زیادی از مردم هم اطراف خیابون تجمع کردن و نیروی انتظامی هم کل محدوده رو قرق کرده وکلی نیروی ضد شورش هم اومده ، نزدیکی های دانشگاه هم آتیش به پاست . رفتم مسجد و نماز خوندیم و کلی از بر و بچ رو هم دیدم که بعضا از بی تحرکی نیروی انتظامی برای دفع فتنه شاکی بودن ، یکی از بچه ها میگفت قرار شکل گیری درگیری امروز صبح در دانشگاه آزاد گذاشته شده .خلاصه بعد از نماز گفتم برم سمت خیابون بنیاد شهید ببینم چه خبره ، وقتی به چهار راه وسط خیابون بنیاد شهید رسیدم دیدم خیابون به سمت داماهی توسط نیروی انتظامی بسته شده و کلی از مردم هم ازدحام کردن البته اونجا از پلیس ضد شورش خبری نبود و همچنین آتیش ته خیابون بیشتر شده بود. ما هم مثل بقیه مردم واسادیم به تماشا ، بعد از چند دقیقه پلیس ضد شورش چند تا از اغتشاشگران رو که ته خیابون بودن محاصره کرد ولی نمیدونم چی شد که یه دفعه عقب نشینی کردن و هم زمان با عقب نشینی اونا بارونی از سنگ دنبالشون باریدن گرفت . مردم هم که اون حوالی بودم پا به فرار گذاشتن (منم همینطور یکی از سنگها (سنگ نبود یه تیکه بلوک بود) درست خورد کنار پام).خلاصه یه چند دقیقه دیگه ای اونجا وایسادیم .
بعضی میگفتند اینها دانشجو هستند و خلاصه هر کسی یه چیزی میگفت . ولی ما تا حالا دانشجوی چماقدار ندیده بودیم و قبلا دانشجو رو با کیف و کتاب و دانشگاه به یاد می آوریدیم.
اما در کل این نیروی انتظامی خوب عمل نکرد. غائله ای که میشه ظرف یه ساعت سامون داد نباید این همه طول بکشه اونم با این همه نیروی که آورده بودن.
به نظرخودم تمام این قضایا در کل به گردن میر حسین هست که با قانون گریزی خودش موجبات این چنین اغتشاشاتی شده. و عملا آب به آسیاب دشمن ریخته.
خدا آخر عاقبت همون رو به خیر کنه...

* من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و
نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام
ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ،
بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من
به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه
در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
*نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون
را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي
پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي.
مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي
دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون
اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را
قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من
رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به
اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد،
براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون
نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها برضد اين عمل
بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام
قدم به قدم پيش ميرود، اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل ميشود
انسان،اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل ميكند. اگر
قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند اينها
ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و
امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما
طرفدار قوانين هستيم ، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف
را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون
برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر
دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
* قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به
حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،وظيفهاشان را
قانون معين كرده. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد
كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه
پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به
تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و
مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام
بدهد اين آدم انجام داده، ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت
بالاتر است،لكن خودشان ملتفت نيستند.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
اصل عکس مال خبرگزاری فارس هست . دیدم یه چیزایی کم داره بهش اضافه کردم!!!

دکتر محمود احمدی نژاد دوباره انتخاب شد...
نصر من الله و فتح قریب
البته استقبال گسترده ملت ایران از این انتخابات چیزی بود که خودم از قبل پیش بینی میکردم و از دلایل این قضیه هم میتنم به سه عامل اشاره کنم
1- وجود کاندیداهایی که توانستن سلایق گوناگون رو پوشش بدن
2- ابتکار موثر صدا و سیما در برگزاری مناظره های تلویزیونی و پوشش تبلیغات کاندیداها در اخبار و سایر برنامه ها
3- گفتمان عدالت محورانه دولت نهم و ایجاد جو کار و تلاش و امید به آینده در جامعه.
در مدت تبلیغات کاندیداها تقریبا آنچه در توانمون بود برای حمایت از کاندیدامون ، دکتر محمود احمدی نژاد انجام دادیم و نتیجه انتخابات فرع قضیه خواهد بود.
امروز ممکنه مردم هر کسی رو به عنوان رییس جمهور انتخاب کنند. سوا از اینکه چه کسی به عنوان رئیس جمهور انتخاب میشه من به این گفته اعتقاد دارم:
هر آنچه در زندگی برای ما رخ می دهد خیری عظیم در آن نهفته است
الــخـــیـــر و فـــی مـــا الــــوقــــع
یک نکته جالب که تو مناظره توجهم رو جلب کرد این بود که رضایی به دو تا سوال ساده نتونست جواب بده که نشون دهنده این بود که طرح های اقتصادیش عقبه تئوریک لازم رو نداره ، مثلا در خصوص ایجاد صندوق توسعه نگفت منابعش از کجا تامین میشه و چطور قراره کار بکنه ، طرح اقتصاد فدرالیش هم همینطور ...
اما رضایی یه جای کار سوتی خیلی بزرگی داد و یه حرفی رو مطرح کرد که خودش هم توش موند و این اوجایی بود که گفت در اوایل انقلاب ما دولت رو اداره میکردیم...
از همه اینها که بگذریم شخصا فکر میکردم محسن رضایی در خصوص ارائه برنامه از کروبی و میر حسین بهتر عمل میکنه که البته عمل کرد ولی نداشتن پشتوانه تئوریک برنامه هاش رو ناقص کرد ولی همون طور که در پست قبلی گفتم طرح های کارشناسی شده دکتر احمدی نژاد در بحث اقتصاد از نقاط قوت ایشون هست.
دکتر محمود احمدی نژاد و محسن رضایی باید با یک دیگر مناظره کنند.برای خیلی از کسانی که نمیخواهند به میر حسین موسوی و مهدی کروبی رای بدن و به برنامه های دکتر احمدی نژاد اعتماد کافی ندارن این مناظره خیلی حساس هست . خیلی ها میگن محسن رضایی برنامه جامعه ای برای اداره کشور داره . محسن رضایی در دو مناظره قبلی بیشتر به معرفی برنامه های خودش پرداخته در حالی که دکتر احمدی نژاد در دو مناظره قبلی از دو تاکتیک متفاوت استفاده کرده و که هر دو هم در جذب آرای مردم به سمتش موثر بوده و من فکر میکنم امشب باید شاهد یک تاکتیک متفاوت نسبت به مناظره های قبلی از طرف دکتر باشیم.
اگر بخواهیم یک تحلیلی از برنامه های محسن رضایی داشته باشیم باید بیشتر روی شعار اصلی ایشون یعنی همون انقلاب اقتصادی تامل کرد.ایشون میگن ما پول نفت رو به سمت تولید سوق میدیم این در حالی هست که قبلا هم این اتفاق میافتاده و از محل صندوق ذخیره ارزی به تولید کنندگان وام میدادن.مهار تورم یکی از وعده های انتخاباتی ایشون هست که در خصوص اون هیچ برنامه جامعه ای ارائه نشده ، در مورد ایجاد مناطق فدرال اقتصادی هم باید گفت که این مبحث در حیطه مباحث توسعه منطقه ای میگنجه .
با این اوصاف به راحتی میشه در یافت که شعار انقلاب اقتصادی محسن رضایی اون جامعیتی که بشه بهش گفت انقلاب اقتصادی نداره ، ولی از طرف دیگه دکتر محمود احمدی نژاد قبل از در سال گذشته با برنامه طرح تحول اقتصادی وارد بحث انقلاب اقتصادی شده که به جراحی اقتصاد ایران ازش یاد میشه، نگاهی گذرا به این طرح میتونه نقاط قوت اون رو در برابر طرح محسن رضایی به خوبی مشخص کنه.